furry

fur·ry/ˈfɜːri/
furanimal hair-rycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): furrersuperlative (عالی): furriest

صفت — پرمو

پرموخزدار

پوشیده شده با موی نرم حیوانات یا خز.

Covered with soft animal hair or fur.

«دم گربه پرمو است.»

The cat has a furry tail.

«او برای گرم ماندن کت خزدار پوشید.»

She wore a furry coat to stay warm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hairyمو دار

متداول؛ پوشیده از مو اما گاهی زبرتر یا ناهموارتر نسبت به furry.

Common. Covered with hair but sometimes coarser or uneven compared to furry.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000