worsening

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wors·en·ing/ˈwɜːrsənɪŋ/
worstmost bad-enmake or become-ingpresent participle / continuous action
verb (فعل)commonpast (گذشته): worsenedpast participle (مفعولی): worsened-ing (حال): worsening3rd (سوم): worsens

فعل — بدتر شدن

بدتر شدنوخیم‌تر شدن

فرم فعل worsen در حال انجام یعنی بدتر شدن یا وخیم‌تر شدن

Present participle of 'worsen'; becoming worse or deteriorating.

«وضعیت بیمار رو به وخامت است.»

The patient's condition is worsening.

«هوای بدتر باعث توقف ما شد.»

Worsening weather forced us to stop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deterioratingوخیم‌تر شدن

رایج. معمولا در توصیف کاهش تدریجی وضعیت قابل جایگزینی است.

Common. Usually interchangeable, especially for gradual decline in condition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000