worrying

wor·ry·ing/ˈwʌr.i.ɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more worryingsuperlative (عالی): most worrying

صفت — نگران‌کننده

نگران‌کنندهاسترس‌آور

ایجاد نگرانی یا اضطراب درباره چیزی ناخواسته یا نامشخص.

Causing concern or anxiety about something undesirable or uncertain.

«افزایش نرخ جرم باعث نگرانی بسیاری از ساکنان شده است.»

The rise in crime rates is worrying many residents.

«سلامتش در وضعیت نگران‌کننده‌ای است.»

Her health is in a worrying state.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disturbingآزاردهنده

رسمی. به معنی ایجاد ناراحتی یا هشدار عاطفی، مشابه کاربرد worrying است.

Formal. Implies causing emotional discomfort or alarm, similar use as 'worrying'.

troublingنگران‌کننده

روزمره. به معنی ایجاد نگرانی یا مشکل، مترادف نزدیک worrying.

Everyday. Indicates causing worry or problems, close synonym to 'worrying'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000