worriedly

wor·ried·ly/ˈwʌridli/
worriedfeeling anxious-lyadverb form
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): worriedposition (جایگاه): end

قید — نگرانانه

نگرانانهبا اضطراب

به‌گونه‌ای که نگرانی یا اضطراب را نشان می‌دهد

in a manner that shows concern or anxiety

«او نگرانانه به ساعت نگاه کرد.»

She looked worriedly at the clock.

«او با نگرانی درباره نتایج صحبت کرد.»

He spoke worriedly about the results.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000