wrap up
فعل عبارتی — بستهبندی کردن
یعنی چیزی را با کاغذ، پارچه یا مادهای دیگر پوشاندن یا در آن پیچیدن.
To cover or enclose something in paper, cloth, or another material.
«لطفاً پیش از شام هدیه را بستهبندی کن.»
“Please wrap up the gift before dinner.”
«او گلدان شکننده را در کاغذ پیچید.»
“He wrapped up the fragile vase in paper.”
فعل عبارتی — لباس گرم پوشیدن
یعنی لباس گرم پوشیدن یا خود را در پوششهای گرم پیچیدن.
To put on warm clothes or wrap oneself in warm coverings.
«پیش از بیرون رفتن لباس گرم بپوش.»
“Wrap up before you go outside.”
«بچهها شالگردن و پالتو پوشیدند.»
“The children wrapped up in scarves and coats.”
فعل عبارتی — تمام کردن
یعنی یک فعالیت، جلسه یا کار را به پایان رساندن یا به پایان رسیدن.
To bring an activity, meeting, or task to an end.
«بیایید جلسه را تا ظهر تمام کنیم.»
“Let's wrap up the meeting by noon.”
«جشنواره یکشنبه به پایان میرسد.»
“The festival wraps up on Sunday.”
فعل عبارتی — جمعبندی کردن
یعنی در پایان، نکتههای اصلی را کوتاه و جمعبندیشده بیان کردن.
To give a final short summary of the main points.
«میتوانی گزارش را در دو جمله جمعبندی کنی؟»
“Can you wrap up the report in two sentences?”
«او در پایان با تشکر از داوطلبان صحبتش را جمعبندی کرد.»
“She wrapped up by thanking the volunteers.”