wrangle

wran·gle/ˈræŋɡəl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): wrangledpast participle (مفعولی): wrangled-ing (حال): wrangling3rd (سوم): wrangles

فعل — جدل کردن

جدل کردندعوای لفظی داشتن

با صدای بلند یا با عصبانیت بحث کردن یا کشمکش داشتن.

To argue or dispute noisily or angrily.

«دو سیاستمدار بر سر سیاست بحث کردند.»

The two politicians wrangled over the policy.

«آنها ساعت‌ها درباره پول مشاجره کردند.»

They wrangled for hours about money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
argueبحث کردن

رایج. اصطلاح عام، wrangle به بحث طولانی یا شدیدتر اشاره دارد.

Common. General term, 'wrangle' suggests a longer or more intense argument.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): wrangles

اسم — مشاجره

مشاجرهجدل

اختلاف یا مشاجره‌ای پرصدا یا عصبی.

A noisy or angry dispute.

«بر سر مالکیت مشاجره‌ای اتفاق افتاد.»

There was a wrangle about the property.

«مشاجره آن‌ها پروژه را به تأخیر انداخت.»

Their wrangle delayed the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disputeاختلاف

رایج. معنی مشابه؛ wrangle معمولاً شور و هیجان بیشتری دارد.

Common. Similar meaning; 'wrangle' implies more noise or emotion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000