wrecking

wreck·ing/ˈrɛkɪŋ/
wreckto destroy or damage-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — خرابی

خرابیویرانی

عمل خراب کردن یا آسیب شدید زدن به چیزی.

The act of destroying or severely damaging something.

«طوفان باعث تخریب بسیاری از خانه‌ها شد.»

The storm caused wrecking of many homes.

«ویران کردن ساختمان‌های قدیمی می‌تواند فضای جدیدی فراهم کند.»

Wrecking old buildings can clear space for new ones.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destructionویرانی

عمومی. معنی مشابه ولی ویرانی کلی و مطلق‌تر است.

Common. Similar meaning but 'destruction' is more general and absolute.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000