در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی بسیار بد یا رنجآور
in a very bad or miserable way
«او از سرما به شدت رنج میبرد.»
“He suffered wretchedly from the cold.”
«ساختمان به طور اسفناکی نگهداری میشد.»
“The building was wretchedly maintained.”
متداول. معنای مشابه برای توصیف رنج و شرایط نامطلوب.
Common. Similar meaning, used to describe suffering or poor conditions.