در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بسیار بد یا ناخوشایند؛ رقتانگیز و اسفانگیز.
Very bad or unpleasant; miserable.
«او در یک خانه کوچک و خراب زندگی میکرد.»
“He lived in a wretched little house.”
«هوای بد برنامههای ما را خراب کرد.»
“The wretched weather ruined our plans.”
رایج. مترادف در بیان فلاکت، اغلب درباره شرایط یا احساسات.
Common. Synonymous in expressing misery, often about conditions or feelings.
رایج. بر کیفیت پایین یا شرایط تأکید دارد، ممکن است هممعنی ملایمتر باشد.
Common. Emphasizes low quality or condition, can be a milder synonym.