wrestled

wres·tled/ˈrɛsəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wrestledpast participle (مفعولی): wrestled-ing (حال): wrestling3rd (سوم): wrestles

فعل — کشتی گرفت

کشتی گرفتدست و پنجه نرم کرد

گذشته و شکل گزارشی فعل کشتی گرفتن؛ مبارزه کردن به صورت فیزیکی و گرفتن طرف مقابل.

Past tense and past participle of wrestle; to struggle physically by grappling.

«آنها برای قهرمانی کشتی گرفتند.»

They wrestled for the championship.

«او حریف را به زمین زد.»

He wrestled the opponent to the ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grappledدست و پنجه نرم کرد

متداول. معنای مشابه که در موقعیت‌های زیادی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning involving close physical struggle, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000