yacked

/ˈjækɪd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): yackedpast participle (مفعولی): yacked-ing (حال): yacking3rd (سوم): yacks

فعل — چک چک کردن

چک چک کردنزیاد صحبت کردن

خیلی صحبت کردن، به‌ویژه به شکلی مزاحم یا بی‌اهمیت، زمان گذشته فعل yack.

Talked a lot, especially in an annoying or trivial way, past tense of yack.

«آن‌ها ساعت‌ها تلفنی چک چک کردند.»

They yacked on the phone for hours.

«او درباره آخر هفته‌اش بدون توقف حرف زد.»

He yacked nonstop about his weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chattedگپ زدن

غیررسمی. به معنی صحبت دوستانه است و می‌تواند جایگزین yacked شود ولی بار منفی کمتری دارد.

Informal. Means casual talking. Can replace yacked in friendly conversations but less negative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000