yapped

/jæpt/
yapto bark sharply or noisily-edpast tense
verb (فعل)informalpast (گذشته): yappedpast participle (مفعولی): yapped-ing (حال): yapping3rd (سوم): yaps

فعل — پارس کرد

پارس کردپچ‌پچ کرد

گذشته فعل یپ: پارس کردن یا حرف زدن با صدای بلند و مکرر.

Past tense of 'yap'; to bark or talk noisily and persistently.

«سگ کوچک تمام شب پارس کرد.»

The small dog yapped all night.

«او بی‌وقفه درباره اخبار حرف زد.»

He yapped about the news nonstop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
barkedباغید

روزمره. به صدای سگ اشاره دارد؛ yap پارس کوچک‌تر یا تیزتر را نشان می‌دهد.

Everyday. Specifically referring to dog sounds; 'yap' suggests smaller or sharper barking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000