yawn

/jɔːn/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): yawnedpast participle (مفعولی): yawned-ing (حال): yawning3rd (سوم): yawns

فعل — خمیازه کشیدن

خمیازه کشیدن

دهان را وسیع باز کردن و عمیق نفس کشیدن، معمولاً به دلیل خستگی یا کسالت.

To open one's mouth wide and breathe in deeply, usually because of tiredness or boredom.

«او در طول جلسه طولانی نمی‌توانست از خمیازه کشیدن دست بکشد.»

She couldn’t stop yawning during the long meeting.

«او با صدای بلند خمیازه کشید و دست‌هایش را کشید.»

He yawned loudly and stretched his arms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sighآه کشیدن

متداول. خستگی یا غم را نشان می‌دهد اما عمل متفاوت از خمیازه است.

Common. Expresses tiredness or sadness but different action from yawn.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): yawns

اسم — خمیازه

خمیازه

واکنش غیرارادی باز کردن دهان به‌طور وسیع، معمولاً به دلیل خستگی یا کسالت.

An involuntary reflex of opening the mouth widely, often due to tiredness or boredom.

«او بعد از بیدار شدن یک خمیازه بزرگ کشید.»

She gave a big yawn after waking up.

«خمیازه‌ها در یک اتاق ساکت به سرعت منتقل می‌شوند.»

Yawns spread quickly in a quiet room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000