yip
حرف ندا — هوف
یک صدای ناگهانی و کوتاه که معمولاً برای بیان درد یا هیجان استفاده میشود.
An exclamation expressing a sudden cry, typically of pain or excitement.
«ییپ! او از آب سرد غافلگیر شد.»
“Yip! He got surprised by the cold water.”
«ییپ! تولهسگ صدای کوچکی از خود درآورد.»
“Yip! The puppy let out a small cry.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. یک اصطلاح رایج برای بیان درد فیزیکی ناگهانی. 'آخ، درد کرد!' صحیح است. 'ییپ، هیجانانگیز است!' کمتر رایج است.
Everyday. A common interjection used to express sudden physical pain. 'Ouch, that hurt!' works. 'Yip, that's exciting!' is less common than 'Yippee!'.
فعل — پارس کوتاه کردن
صدای کوتاه و تیزی شبیه پارس کردن ایجاد کردن، که معمولاً توسط سگ یا توله سگ شنیده میشود.
To utter a short, sharp cry or bark, typically made by a dog or puppy.
«سگ کوچک وقتی کسی به غذایش نزدیک شد، ییپ کرد.»
“The small dog yipped when someone approached its food.”
«توله سگها اغلب وقتی از دیدن صاحبشان هیجانزده میشوند، ییپ میکنند.»
“Puppies often yip when they are excited to see their owner.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاح عمومی برای صدایی که سگ تولید میکند. 'Yip' نوع خاص، کوتاهتر و زیرتری از پارس است که اغلب از سگهای کوچک یا تولهسگها میآید. 'سگ بزرگ بلند پارس میکند' صحیح است. 'شیواوا با اضطراب ییپ کرد' خاصتر است.
Everyday. General term for the sound a dog makes. 'Yip' is a specific, shorter, higher-pitched type of bark, often from a small dog or puppy. 'The big dog barks loudly.' works. 'The chihuahua yipped nervously' is more specific.
روزمره. به معنای ایجاد صدای بلند، زیر و ممتد، معمولاً از درد، ترس یا ناراحتی است. 'Yip' معمولاً یک صدای تیز و منفرد است، در حالی که 'whine' پیوسته است. 'کودک برای اسباببازی ناله کرد' صحیح است. 'توله سگ وقتی روی دمش پا گذاشته شد، ییپ کرد' مناسبتر است.
Everyday. To make a long, high-pitched cry or sound, typically one of pain, fear, or unhappiness. 'Yip' is usually a single, sharp sound, while 'whine' is continuous. 'The child whined for a toy' works. 'The puppy yipped when its tail was stepped on' is more appropriate.
متضادها
اسم — پارس کوتاه
یک صدای کوتاه و تیز یا پارس کردن، که معمولاً توسط سگ یا تولهسگ شنیده میشود.
A short, sharp cry or bark, typically made by a dog or puppy.
«ما یک ییپ ضعیف از پشت بوتهها شنیدیم.»
“We heard a faint yip from behind the bushes.”
«تولهسگ یک ییپ عصبی کرد.»
“The puppy gave a nervous yip.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'Yip' نوع خاصی از پارس است که معمولاً زیرتر و کمتر تهاجمی است. 'سگ نگهبان بلند پارس کرد' صحیح است. 'ما یک ییپ کوچک از توله سگ شنیدیم' بر صدای کوچک و تیز تأکید دارد.
Everyday. 'Yip' is a specific, often higher-pitched and less aggressive type of bark. 'The guard dog gave a loud bark' works. 'We heard a little yip from the tiny puppy' emphasizes the small, sharp sound.