whine

/waɪn/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): whinedpast participle (مفعولی): whined-ing (حال): whining3rd (سوم): whines

فعل — نالیدن

نالیدنغر زدن

به صورت صدای بلند، ناله و غرغر کردن

To complain in a high-pitched, annoying way

«کودک برای اسباب‌بازی جدید ناله کرد.»

The child whined for a new toy.

«او در مورد انتظار طولانی غر زد.»

She whined about the long wait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainشکایت کردن

رایج. اصطلاح کلی برای ابراز نارضایتی، کمتر خاص از whine است.

Common. General term for expressing dissatisfaction, less specific than whine.

2noun (اسم)common

اسم — نالیدن

نالیدنناله

صدای ناله‌وار و بلند که معمولاً نشان‌دهنده نارضایتی است

A high-pitched, complaining sound

«او ناله‌ای از ناامیدی سر داد.»

She let out a whine of frustration.

«صدای ناله مداومی در پس‌زمینه بود.»

There was a constant whine in the background.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complaintشکایت

رایج. اصطلاح کلی و گاهی رسمی، همیشه صدای بلند نیست.

Common. General term, can be formal; not always high-pitched.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000