whimper

whim·per/ˈwɪmpər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whimperedpast participle (مفعولی): whimpered-ing (حال): whimpering3rd (سوم): whimpers

فعل — ناله کردن

ناله کردنضجه زدن

صدای نرم و ضعیفی تولید کردن که نشان‌دهنده ترس، درد یا ناراحتی است.

To make a series of low, feeble sounds expressing fear, pain, or unhappiness.

«سگ کوچک وقتی ترسیده بود ناله کرد.»

The puppy whimpered when it was scared.

«او پس از افتادن به آرامی ناله کرد.»

She whimpered quietly after the fall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whineناله کردن

رایج. معنایی مشابه با صدای بلندتر و حالت گله‌مندانه‌تر.

Common. Similar meaning but often longer or more complaining in tone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000