whiffy

whif·fy/ˈwɪfi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): whiffiersuperlative (عالی): whiffiest

صفت — بو دار

بو داربدبو

دارای بوی قوی یا نامطبوع.

Having a strong or unpleasant smell.

«نزدیک زباله بویی بد بود.»

There was a whiffy smell near the trash.

«کفش‌ها بعد از استفاده طولانی بو گرفتند.»

The shoes became whiffy after long use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smellyبدبو

غیررسمی. در صحبت‌های روزمره برای بوهای ناخوشایند قابل تعویض است.

Informal. Interchangeable with 'whiffy' in everyday speech for unpleasant smells.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000