whiffle

whif·fle/ˈwɪfəl/
verb (فعل)formalpast (گذشته): whiffledpast participle (مفعولی): whiffled-ing (حال): whiffling3rd (سوم): whiffles

فعل — نسیم ملایم دمیدن

نسیم ملایم دمیدننفس ملایم کشیدن

به صورت ملایم و آرام دمیدن یا نشر دادن هوا یا نفس.

To blow gently in small gusts; to emit a mild puff or breath.

«نسیم به آرامی از میان درختان وزید.»

The breeze whiffled softly through the trees.

«برگ‌ها در باد ملایم به آرامی حرکت کردند.»

Leaves whiffled in the gentle wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waftپخش شدن آرام هوا

رایج. به حرکت آرام در هوا اشاره دارد، شبیه whiffle اما بیشتر برای بو یا صدا به کار می‌رود.

Common. Means to move lightly through the air, similar to whiffle but often with smell or sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000