whiff

/wɪf/
noun (اسم)commonplural (جمع): whiffs

اسم — بوی ناگهانی

بوی ناگهانینسیم بوییدن

بوی ضعیف یا رایحه‌ای که در هوا پخش می‌شود.

A slight smell or scent carried in the air.

«بویی از قهوه تازه احساس کردم.»

I caught a whiff of fresh coffee.

«بوی کمی دود در فضا وجود داشت.»

There was a whiff of smoke in the air.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scentرایحه

بار معنایی خنثی تا مثبت؛ معمولاً بوهای خوش. whiff معمولا کوتاه‌تر است.

Neutral to positive connotation; often pleasant smells. Similar but whiff implies shorter duration.

odorبو

بار معنایی خنثی یا منفی؛ اشاره به هر بو، معمولاً ناخوشایند.

Neutral or negative connotation. Refers to any smell, often unpleasant.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000