yook

/juːk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): yookedpast participle (مفعولی): yooked-ing (حال): yooking3rd (سوم): yooks

فعل — اخم کردن

اخم کردنبرافروختن بینی

انداختن بینی یا جمع کردن صورت به نشانه نفرت یا ناخوشایندی.

To turn up the nose or wrinkle the face in disgust; to show distaste.

«او به غذای فاسد اخم کرد.»

She yooked at the spoiled food.

«او پس از چشیدن شیر ترش، اخم کرد.»

He yooked upon tasting the sour milk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grimaceچهره اخم‌آلود

بیانگر ناخوشایندی با حالت چهره.

Similar facial expression indicating displeasure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000