در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی حالت چهره که معمولاً درد، انزجار یا نارضایتی را نشان میدهد.
A facial expression usually showing pain, disgust, or disapproval.
«وقتی طعم لیموترش را چشید، حالت اخمآمیزی به خود گرفت.»
“She made a grimace when tasting the sour lemon.”
«اخم او نشان میداد چقدر ناراحت است.»
“His grimace showed how uncomfortable he felt.”
روزمره. وقتی منظور چهرهای عصبانی یا ناخشنود باشد جایگزین grimace میشود؛ اما برای درد کمتر کاربرد دارد.
Everyday. Can replace 'grimace' when meaning a facial expression of anger or disapproval; less so for pain. E.g. 'He scowled at the noise.'
روزمره. معمولاً برای نشان دادن نارضایتی یا تمرکز به کار میرود و گاهی به جای grimace در نمایش نارضایتی استفاده میشود.
Everyday. Usually refers to disapproval or concentration, can sometimes substitute for 'grimace' in facial expressions showing displeasure.
برافروختن چهره به گونهای که معمولاً درد، نارضایتی یا انزجار را نشان دهد.
To make a grimace; to distort the face, typically expressing pain, dislike, or disgust.
«بعد از اینکه به طور تصادفی زبانش را گاز گرفت، چهره درهم کشید.»
“He grimaced after accidentally biting his tongue.”
«او از غذای فاسد شده با انزجار چهرهاش را درهم کشید.»
“She grimaced in disgust at the spoiled food.”
روزمره. وقتی چهره خشم یا نارضایتی نشان میدهد به جای grimace به کار میرود، برای درد کمتر کاربرد دارد.
Everyday. Interchangeable with 'grimace' when showing anger or disapproval on the face, less used for pain.
روزمره. معمولاً معنای نارضایتی یا تمرکز دارد و گاهی به عنوان جایگزین grimace برای نشان دادن نفرت هم استفاده میشود.
Everyday. Usually denotes disapproval or deep thought but can sometimes substitute for 'grimace' in facial expressions of dislike.