فعل — زیگزاگ رفت
یک چرخش تند یا تغییر جهت ایجاد کرد، معمولاً به عنوان بخشی از یک حرکت زیگزاگ.
Made a sharp turn or change of direction, typically as part of a zigzag movement.
«هواپیمای جنگنده برای جلوگیری از موشک ورودی مسیر خود را کج کرد.»
“The fighter jet zagged to avoid the incoming missile.”
«او زیگ و سپس زاگ کرد و تعقیبکنندگانش را گیج کرد.»
“He zigged and then zagged, confusing his pursuers.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای تغییر ناگهانی جهت، اغلب ناخواسته یا در پاسخ به چیزی. میتواند برای وسایل نقلیه، باد یا نظرات استفاده شود. 'Zagged' به طور خاص به یک قسمت تند و عمدی از زیگزاگ اشاره دارد، در حالی که 'veered' گستردهتر است. مثال: 'ماشین ناگهان از جاده منحرف شد.'
Common. Implies a sudden change in direction, often unintended or in response to something. Can be used for vehicles, wind, or opinions. 'Zagged' specifically implies a sharp, deliberate part of a zigzag, while 'veered' is broader. Example: 'The car suddenly veered off the road.'
رایج. به چرخش ناگهانی و تند برای اجتناب از یک مانع یا حادثه اشاره دارد. معمولاً به معنای یک اقدام سریع و گریزنده است. اگرچه در ناگهانی بودن مشابه 'zagged' است، اما 'swerved' همیشه هدف ضمنی اجتناب را دارد. مثال: 'راننده برای جلوگیری از برخورد با گوزن منحرف شد.'
Common. Refers to a sudden, sharp turn to avoid an obstacle or incident. Typically implies a rapid, evasive action. While similar to 'zagged' in abruptness, 'swerved' always has an implied purpose of avoidance. Example: 'The driver swerved to avoid hitting the deer.'