swerved

/swɜːrvd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swervedpast participle (مفعولی): swerved-ing (حال): swerving3rd (سوم): swerves

فعل — چرخیدن ناگهانی

چرخیدن ناگهانیپیچیدن ناگهانی

ناگهان جهت حرکت خود را تغییر دادن، به خصوص برای دوری از چیزی.

To change direction suddenly, especially while moving, to avoid something.

«ماشین برای اجتناب از سگ ناگهان پیچید.»

The car swerved to avoid the dog.

«او در جاده یخی به طور ناگهانی گردش کرد.»

He swerved sharply on the icy road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veeredجهت گرفتن

رسمی/رایج. به معنای تغییر جهت است اما معمولاً ناگهانی یا برای جلوگیری نیست.

Formal/common. Means a turn or change in direction, can replace 'swerved' but often less sudden or evasive.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000