zap

/zæp/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): zappedpast participle (مفعولی): zapped-ing (حال): zapping3rd (سوم): zaps

فعل — نابود کردن

نابود کردنحذف کردنبه سرعت از بین بردن

از بین بردن، حذف کردن یا حمله کردن با یک فوران ناگهانی انرژی یا نیرو.

To destroy, eliminate, or attack with a sudden burst of energy or force.

«ابرقهرمان با پرتو لیزری خود شرور را نابود کرد.»

The superhero zapped the villain with his laser beam.

«فقط یک کلیک تمام فایل‌های موقت شما را پاک می‌کند.»

Just one click will zap all your temporary files.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyنابود کردن

متداول. یک اصطلاح کلی برای ایجاد ویرانی یا پایان کامل. 'Zap' به یک شکل سریع، اغلب الکترونیکی یا جادویی از تخریب اشاره دارد، در حالی که 'destroy' می‌تواند هر روشی باشد. 'Zap کردن یک حشره' در مقابل 'نابود کردن یک ساختمان'.

Common. A general term for causing complete ruin or termination. 'Zap' implies a quick, often electronic or magical, form of destruction, while 'destroy' can be any method. 'Zap a bug' vs. 'destroy a building'.

eliminateحذف کردن

متداول. به طور کامل چیزی را حذف یا از شر آن خلاص شدن. 'Zap' اغلب به معنای حذف فوری‌تر یا forcefulتر است. 'حذف یک تهدید' در مقابل 'با لیزر یک تهدید را از بین بردن'.

Common. To completely remove or get rid of something. 'Zap' often implies a more immediate or forceful elimination. 'Eliminate a threat' vs. 'zap a threat with a laser'.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): zappedpast participle (مفعولی): zapped-ing (حال): zapping3rd (سوم): zaps

فعل — مایکروویو کردن

مایکروویو کردنگرم کردن در مایکروویو

چیزی را به سرعت در مایکروویو پختن یا گرم کردن.

To cook or heat something quickly in a microwave oven.

«می‌توانی این را در مایکروویو برایم گرم کنی؟»

Can you zap this for me in the microwave?

«من فقط کمی غذای باقیمانده را برای ناهار گرم می‌کنم.»

I'll just zap some leftovers for lunch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
microwaveمایکروویو کردن

متداول. 'Microwave' فعل مستقیم و رسمی برای گرم کردن غذا در مایکروویو است. 'Zap' روشی غیررسمی و سریع‌تر برای بیان همین معنی است. 'شامم را مایکروویو می‌کنم' در مقابل 'شامم را zap می‌کنم'.

Common. 'Microwave' is the direct and formal verb for heating food in a microwave oven. 'Zap' is an informal, quicker way of saying the same thing. 'I'll microwave my dinner' vs. 'I'll zap my dinner'.

3interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — زاپ! (صدای برق/سرعت)

زاپ! (صدای برق/سرعت)بوم! (ناگهانی)

برای نشان‌دادن حرکت ناگهانی و سریع، ضربه ناگهانی یا شارژ الکتریکی استفاده می‌شود.

Used to indicate a sudden, quick movement, a sudden blow, or an electrical charge.

«زاپ! و چراغ خاموش شد.»

Zap! And the light went out.

«او حصار را لمس کرد و — زاپ! — شوکه شد.»

He touched the fence and — zap! — got a shock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boomبوم!

متداول. 'Boom' معمولاً به صدای بلند و عمیق، مانند انفجار، یا افزایش سریع اشاره دارد. اگرچه هر دو ناگهانی بودن را منتقل می‌کنند، 'zap' اغلب بیشتر به برق یا سرعت اشاره دارد تا صدای عمیق.

Common. 'Boom' typically indicates a loud, deep sound, like an explosion, or a rapid increase. While both convey suddenness, 'zap' often implies electricity or quickness more than a deep sound.

powپو! (صدای ضربه)

غیررسمی. مشابه 'wham'، 'pow' یک کلمه آوانماتوپئیک برای یک ضربه تیز و محکم است که اغلب در کتاب‌های کمیک دیده می‌شود. در اشاره به یک ضربه ناگهانی قابل تعویض است، اما 'zap' دامنه وسیع‌تری از کاربردها را دارد.

Informal. Similar to 'wham', 'pow' is an onomatopoeic word for a sharp, forceful blow, often seen in comic books. It's interchangeable when referring to a sudden hit, but 'zap' has a wider range of uses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000