zing

/zɪŋ/
1noun (اسم)informal

اسم — شور و شوق

شور و شوقسرزندگی

ویژگی تند و زنده؛ انرژی یا شور و نشاط برجسته.

A sharp, lively quality or enthusiasm; a striking liveliness or energy.

«اجرای او واقعاً شور و حرارت داشت.»

Her performance had real zing.

«به ارائه کمی شور و نشاط اضافه کن.»

Add some zing to the presentation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sparkleدرخشندگی

غیررسمی. به درخشندگی یا انرژی زنده اشاره دارد، مشابه شور و نشاط.

Informal. Refers to lively brightness or energy, similar in enthusiasm.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): zingedpast participle (مفعولی): zinged-ing (حال): zinging3rd (سوم): zings

فعل — سرزنده کردن

سرزنده کردنپر انرژی کردن

چیزی را زنده یا هیجان‌انگیز کردن.

To make something lively or exciting.

«ادویه غذا را سرزنده کرد.»

The spice zinged up the dish.

«لطیفه‌های او مهمانی را سرزنده کرد.»

Her jokes zinged the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
energizeانرژی دادن

متداول. به معنای افزایش انرژی یا هیجان، استفاده مشابه دارد.

Common. Means to boost energy or excitement, similar use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000