zingy

zing·y/ˈzɪŋ.i/
zingsharp, lively quality-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): zingiersuperlative (عالی): zingiest

صفت — تیز طعم

تیز طعمپرشور

دارای طعم یا ویژگی تند، روشن و جذاب.

Having a bright, sharp, or exciting flavor or quality.

«لیموناد به طور شگفت‌انگیزی تیز و تازه بود.»

The lemonade was refreshingly zingy.

«او اجرایی پرانرژی و جذاب ارائه داد.»

She gave a zingy performance full of energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
zestyپرطراوت

مرسوم است، طعم روشن یا انرژی مطلوب را می‌رساند.

Common. Similar meaning related to bright flavor or energy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000