ability

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·bil·i·ty/əˈbɪlɪti/
a-to, towardsblecapable of-itystate or condition
noun (اسم)common

اسم — توانایی

تواناییقابلیتلیاقت

توانایی یا مهارتی که شخص برای انجام کاری دارد.

The quality or skill to do something well.

«او توانایی صحبت به سه زبان را دارد.»

She has the ability to speak three languages.

«توانایی او در حل مسائل چشمگیر است.»

His ability to solve problems is impressive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skillمهارت

رایج. وقتی به توانایی‌های آموخته شده یا تمرینی اشاره می‌کند، قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to learned or practiced abilities — 'ability to swim' and 'skill at swimming' both fit well.

capabilityقابلیت

رسمی/رایج. بیشتر برای ظرفیت یا پتانسیل به کار می‌رود، نه الزاماً مهارت واقعی.

Formal/common. Often used for potentials or capacities rather than actual demonstrated talent. 'Ability' usually means actual competence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000