abhors

ab·hors/əbˈhɔːrz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): abhorredpast participle (مفعولی): abhorred-ing (حال): abhorring3rd (سوم): abhors

فعل — تنفر داشتن

تنفر داشتننفرت بردن

با نفرت و تنفر نگاه کردن

Regard with disgust and hatred

«او تنفر از ظلم به حیوانات دارد.»

She abhors cruelty to animals.

«او هر گونه بی‌صداقتی را نفرت دارد.»

He abhors dishonesty in any form.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detestsمتنفر بودن

رایج. بسیار مشابه و اغلب قابل تعویض.

Common. Very similar in meaning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000