در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور رسمی و با سوگند از یک باور، عقیده، ادعا یا حق دست کشیدن.
Solemnly renounce (a belief, cause, or claim).
«او ایمان پیشین خود را انکار کرد و تغییر دین داد.»
“He abjured his former faith and converted.”
«سیاستمدار از وعدههای قبلی خود دست کشید.»
“The politician abjured his earlier promises.”
رسمی. 'renounce' یک مترادف مستقیم است که اغلب برای دست کشیدن از یک عنوان، ادعا یا باور استفاده میشود. لحن رسمی مشابهی دارد و در بیشتر بافتها قابل جایگزینی است. 'او از ادعای خود بر تاج و تخت دست کشید' درست است، 'او باورهای سابق خود را انکار کرد' نیز کاملاً درست است.
Formal. 'Renounce' is a direct synonym, often used for giving up a title, claim, or belief. It carries a similar formal tone and is interchangeable in most contexts. 'He renounced his claim to the throne' works, 'She abjured her former beliefs' also works perfectly.
رسمی/ادبی. مشابه 'abjure'، به معنای توافق برای دست کشیدن از چیزی یا انکار آن، اغلب تحت سوگند است. از 'abjure' قدیمیتر است اما در بافتهای بسیار رسمی یا ادبی قابل جایگزینی است. 'او سوگند یاد کرد که وفاداری خود را به پادشاه ترک کند' شبیه 'abjured allegiance' است.
Formal/Literary. Similar to 'abjure', it means to agree to give up something or deny it, often under oath. It is more archaic than 'abjure' but can be used interchangeably in very formal or literary contexts. 'He forswore all allegiance to the king' is similar to 'abjured allegiance'.