در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قطعهای در خودرو که با فشار دادن آن میتوان سرعت ماشین را افزایش داد.
A device in a vehicle that controls its speed by increasing the engine’s power.
«او پدال گاز را فشار داد تا با سرعت بیشتری حرکت کند.»
“He pressed the accelerator to start moving faster.”
«پدال گاز در این خودرو بسیار حساس است.»
“The accelerator is very sensitive in this car.”
روزمره. معنای یکسان دارد و بیشتر در انگلیسی آمریکایی گفتاری استفاده میشود. در موقعیتهای غیررسمی قابل جایگزینی است.
Everyday. Identical in meaning and commonly used in spoken American English. Use interchangeably with 'accelerator' in informal contexts.
دستگاهی برای افزایش سرعت ذرات زیراتمی، معمولاً در آزمایشهای فیزیکی.
A machine or system that increases the speed of particles, especially in physics experiments.
«برخورددهنده هادرونی بزرگترین شتابدهنده جهان است.»
“The Large Hadron Collider is the world's biggest accelerator.”
«فیزیکدانان از شتابدهندهها برای مطالعه ذرات زیراتمی استفاده میکنند.»
“Physicists use accelerators to study subatomic particles.”
فنی. بهطور مشخص در زمینه فیزیک برای اشاره به دستگاههای افزایش سرعت ذرات بکار میرود. خارج از زمینه علمی قابل جایگزینی نیست.
Technical. Specifically used in physics contexts to denote machines that speed up particles. Not interchangeable with 'accelerator' outside scientific contexts.