verb (فعل)commonpast (گذشته): accentuatedpast participle (مفعولی): accentuated-ing (حال): accentuating3rd (سوم): accentuates
فعل — برجسته کردن
برجسته کردنتأکید کردن
برجستهتر یا قابل توجهتر کردن چیزی.
To make more noticeable or prominent.
«رنگهای روشن لباس او را برجسته میکنند.»
“The bright colors accentuate her outfit.”
«نورپردازی ویژگیهای اتاق را برجسته میکند.»
“Lighting accentuates the room's features.”
تفاوت با واژههای مشابه
emphasize— تأکید کردن
رایج است. معنی مشابه و در بسیاری موارد قابل تعویض.
Common. Similar meaning and often interchangeable in many contexts.