accentuates

ac·cen·tu·ates/əkˈsen.tʃu.eɪts/
accentemphasize-uateverb suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): accentuatedpast participle (مفعولی): accentuated-ing (حال): accentuating3rd (سوم): accentuates

فعل — برجسته کردن

برجسته کردنتأکید کردن

برجسته‌تر یا قابل توجه‌تر کردن چیزی.

To make more noticeable or prominent.

«رنگ‌های روشن لباس او را برجسته می‌کنند.»

The bright colors accentuate her outfit.

«نورپردازی ویژگی‌های اتاق را برجسته می‌کند.»

Lighting accentuates the room's features.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emphasizeتأکید کردن

رایج است. معنی مشابه و در بسیاری موارد قابل تعویض.

Common. Similar meaning and often interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000