accompanier

ac·com·pa·nier/əˈkʌmpəniər/
ac-to, towardcompanyto be with, companion-ierperson who does something
1noun (اسم)commonplural (جمع): accompaniers

اسم — همراه

همراههمدمهمرکاب

فرد یا چیزی که دیگری را همراهی می‌کند؛ یک همدم یا اسکورت.

A person or thing that accompanies another; a companion or escort.

«همراه، نوازنده نابینا را به روی صحنه هدایت کرد.»

The accompanier guided the blind musician onto the stage.

«او برادرش را به عنوان همراه سفرش انتخاب کرد.»

She chose her brother as her travel accompanier.

تفاوت با واژه‌های مشابه
companionهمراه

رایج. اغلب به معنای رابطه نزدیک یا دوستانه، یا کسی که در فعالیتی شریک است. 'او همراه پیاده‌روی من بود' صحیح است. می‌تواند برای فرد حرفه‌ای که کسی را همراهی می‌کند استفاده شود، اما 'accompanier' برای آن نقش خاص‌تر است.

Common. Often implies a close or friendly relationship, or someone sharing an activity. 'He was my hiking companion' works. Can be used for a professional accompanying someone, but 'accompanier' is more specific for that role.

escortهمراهی‌کننده

رایج. فردی که دیگری را همراهی می‌کند، به خصوص برای محافظت یا احترام. 'او برای مراسم یک همراه داشت' صحیح است. زمانی که محافظت یا رسمیت مطرح باشد، با 'accompanier' قابل تعویض است.

Common. A person who accompanies another, especially to protect or show courtesy. 'She had an escort to the ball' works. Can be used interchangeably with 'accompanier' when protection or formality is implied.

2noun (اسم)commonplural (جمع): accompaniers

اسم — نوازنده همراه

نوازنده همراههمنواز

یک نوازنده که بخش همراهی‌کننده یک اجراکننده یا گروه دیگر را می‌نوازد.

A musical performer who plays an accompaniment to another performer or group.

«همنواز با استعداد باعث شد صدای خواننده بهتر به نظر برسد.»

The talented accompanier made the singer sound even better.

«او به عنوان یک نوازنده همراه حرفه‌ای برای خوانندگان اپرا کار می‌کرد.»

He worked as a professional accompanier for opera singers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accompanistهمنواز

بسیار رایج. به طور خاص به یک نوازنده اشاره دارد که بخش همراهی‌کننده را می‌نوازد، به ویژه برای یک تک‌نواز. این اصطلاح استانداردتر در بافت‌های موسیقی است. 'همنواز پیانو برای خواننده نواخت' صحیح است. اگرچه 'accompanier' نیز می‌تواند استفاده شود، 'accompanist' در موسیقی دقیق‌تر است.

Very common. Specifically refers to a musician who plays an accompaniment, especially for a soloist. This is the more standard term in musical contexts. 'The accompanist played the piano for the singer' works. While 'accompanier' can be used, 'accompanist' is more precise in music.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000