accrued

ac·crued/əˈkruːd/
ac-to, towardcruegrow, increase
verb (فعل)formalpast (گذشته): accruedpast participle (مفعولی): accrued-ing (حال): accruing3rd (سوم): accrues

فعل — به‌دست آمده

به‌دست آمدهانباشته شده

انباشته شده یا در طول زمان دریافت شده، گذشته فعل accrue.

Accumulated or received over time, past tense of accrue.

«بهره روی حساب پس‌انداز انباشته شد.»

Interest accrued on the savings account.

«او در سال‌ها مزایای زیادی کسب کرده بود.»

He accrued many benefits over the years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accumulatedانباشته شده

رایج. معنی مشابه و اغلب قابل جایگزین.

Common. Similar meaning and often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000