accruing

ac·cru·ing/əˈkruːɪŋ/
ac-towardcru(e)grow-ingpresent participle suffix
verb (فعل)technicalpast (گذشته): accruedpast participle (مفعولی): accrued-ing (حال): accruing3rd (سوم): accrues

فعل — انباشتگی

انباشتگیجمع شدن

فرآیند تجمع یا دریافت چیزی در طول زمان، به ویژه پرداخت‌ها یا مزایا.

The process of accumulating or receiving something over time, especially payments or benefits.

«بدهی به صورت روزانه سود انباشته می‌کند.»

The debt is accruing interest daily.

«روزهای مرخصی برای کارمندان جمع می‌شود.»

Vacation days are accruing for employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accumulatingانباشت شدن

رایج. به جمع شدن تدریجی اشاره دارد؛ در بسیاری از موارد با accruing قابل تعویض است.

Common. Refers to gradual gathering; interchangeable with accruing in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000