achingly

ach·ing·ly/ˈeɪkɪŋli/
ach·ingcausing pain-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): achingposition (جایگاه): end

قید — با درد

با دردبه طرز دردناکبا اندوه

به روشی که درد یا حس دلتنگی را نشان می‌دهد یا ایجاد می‌کند.

In a way that causes or expresses pain or longing.

«او در غروب به طرز دردناکی زیبا به نظر می‌رسید.»

She looked achingly beautiful in the sunset.

«موسیقی به طرز دردناکی آرام و آهسته نواخته شد.»

The music played achingly slow and soft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
painfullyبه‌طور دردناک

رایج. به معنی ایجاد درد یا رنج؛ در زمینه درد جسمی یا عاطفی قابل جایگزینی است.

Common. Means causing pain or distress; interchangeable in contexts of physical or emotional pain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000