aching

ach·ing/ˈeɪkɪŋ/
achsuffer pain-ingpresent participle/gerund suffix
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more achingsuperlative (عالی): most aching

صفت — دردناک

دردناکدردآلود

دچار دردی مداوم و مبهم بودن.

Suffering from a continuous dull pain.

«کمر دردناک من به استراحت نیاز دارد.»

My aching back needs a rest.

«او پاهای دردناکش را مالش داد.»

She rubbed her aching feet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soreدردناک

رایج/روزمره. 'دردناک' به درد، اغلب ناشی از استفاده بیش از حد یا جراحت، اشاره دارد و می‌تواند برای ماهیچه‌ها یا گلو استفاده شود. 'aching' به درد مداوم‌تر و ضربان‌دار اشاره دارد. «ماهیچه‌های دردناک» و «ماهیچه‌های دردآلود» بسیار شبیه هم هستند، 'aching' کمی ماندگارتر است.

Common/Everyday. 'Sore' refers to pain, often from overuse or injury, and can be used for muscles or throats. 'Aching' implies a more continuous, throbbing pain. 'Sore muscles' vs. 'aching muscles' are very similar, 'aching' slightly more enduring.

throbbingضربان دار

رایج. 'ضربان دار' به طور خاص دردی را توصیف می‌کند که به صورت ضربانی است، اغلب با سردرد یا نواحی ملتهب مرتبط است. در حالی که یک درد aching می‌تواند ضربانی باشد، 'throbbing' بر آن حس خاص تأکید می‌کند.

Common. 'Throbbing' specifically describes a pulsating pain, often associated with headaches or inflamed areas. While an aching pain can throb, 'throbbing' emphasizes that specific sensation.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): achings

اسم — درد

درددرد مبهم

یک درد مداوم و مبهم.

A continuous dull pain.

«او در مفاصلش احساس درد می‌کرد.»

He felt an aching in his joints.

«درد پای او از بین نمی‌رفت.»

The aching in her leg would not go away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
painدرد

بسیار رایج. «درد» اصطلاح کلی برای هر گونه رنج فیزیکی است. 'Aching' به درد مبهم و مداوم اشاره دارد، در حالی که «درد» می‌تواند تیز، مبهم، ضربان‌دار و غیره باشد. «درد» نوعی از درد است.

Very common. 'Pain' is the general term for any physical suffering. 'Aching' specifies a dull, continuous pain, whereas 'pain' can be sharp, dull, throbbing, etc. 'An ache' is a type of pain.

sorenessدرد عضلانی

رایج. 'درد عضلانی' اغلب به دردی کمتر شدید و عمومی‌تر اشاره دارد، معمولاً در ماهیچه‌ها پس از فعالیت بدنی. 'Aching' می‌تواند شدیدتر و در هر نقطه از بدن باشد. «درد عضلانی» بسیار خاص است.

Common. 'Soreness' often refers to a less severe, generalized pain, typically in muscles after exertion. 'Aching' can be more intense and anywhere in the body. 'Muscle soreness' is very specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000