achy

/ˈeɪki/
achea dull, continuous pain-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): achiersuperlative (عالی): achiest

صفت — دردناک

دردناکدردمند

دچار درد مداوم یا ملایم در بدن بودن.

Experiencing continuous or dull pain in the body.

«بعد از تمرین، عضلاتش دردناک بودند.»

After the workout, his muscles felt achy.

«او تمام روز کمر درد داشت.»

She had an achy back all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soreدردناک

رایج. دردناک هنگام لمس یا احساس، معمولاً موضعی.

Common. Painful to the touch or in sensation, often localized.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000