actualise

ac·tu·al·ise/ˈæk.tʃu.ə.laɪz/
actualreal, existing-iseto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): actualisedpast participle (مفعولی): actualised-ing (حال): actualising3rd (سوم): actualises

فعل — واقعی کردن

واقعی کردنتحقق بخشیدن

واقعی کردن یا به وجود آوردن چیزی؛ محقق ساختن یا به دست آوردن هدفی.

To make something real or bring it into existence; to realize or achieve something.

«آن‌ها از طریق تلاش سخت دیدگاه خود را محقق کردند.»

They actualised their vision through hard work.

«ایده‌های او سرانجام در پروژه به واقعیت تبدیل شدند.»

His ideas were finally actualised in the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realizeنقش اجرا گذاشتن

رایج. عملی کردن برنامه یا ایده.

Common. To make a plan or idea come true.

achieveدست یافتن

رایج. رسیدن به هدف یا نتیجه.

Common. To accomplish a goal or result.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000