adheres

ad·heres/ədˈhɪərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): adheredpast participle (مفعولی): adhered-ing (حال): adhering3rd (سوم): adheres

فعل — چسبیدن

چسبیدنپایبند بودن

به‌طور قوی به سطح یا به عقیده یا قانونی پایبند بودن

Sticks firmly to a surface or to a belief or rule

«برچسب به بطری چسبیده است.»

The label adheres to the bottle.

«او به اصول خود سخت پایبند است.»

She adheres to her principles strictly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stickچسبیدن

رایج. در موارد فیزیکی مشابه است ولی برای ایده‌های انتزاعی کاربرد ندارد.

Common. Interchangeable in physical context but not for abstract ideas like beliefs.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000