adored

a·dored/əˈdɔrd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): adoredpast participle (مفعولی): adored-ing (حال): adoring3rd (سوم): adores

فعل — دوست داشت

دوست داشتپرستیدن

به شدت دوست داشته و تحسین کردن.

Loved and admired deeply and intensely.

«او به شدت مادربزرگش را دوست داشت.»

She adored her grandmother dearly.

«خواننده توسط میلیون‌ها طرفدار پرستیده می‌شود.»

The singer is adored by millions of fans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lovedدوست داشته

رایج. اصطلاح کلی برای علاقه مثبت؛ اغلب قابل جایگزینی است.

Common. General term for positive affection; often interchangeable.

cherishedگرامی داشته

رسمی. بیانگر محبت عمیق یا ارزش؛ در زمینه مشابه است.

Formal. Expresses deep affection or value; similar context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000