afloat

a·float/əˈfloʊt/
a-in a state or conditionfloatto rest or move on the surface of a liquid
adjective (صفت)common

صفت — شناور

شناورروی آب ماندن

روی سطح آب یا مایع دیگر شناور بودن.

Floating on the surface of water or another liquid.

«قایق در طول طوفان شناور ماند.»

The boat remained afloat during the storm.

«آوارها روی رودخانه شناور دیده شدند.»

Debris was seen afloat in the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floatingشناور

رایج. کاملاً قابل جایگزینی است چون معنای شناوری روی سطح آب دارد.

Common. Completely interchangeable since it also means resting on the surface of water or liquid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000