اسم — افغانها
مردمی از افغانستان یا با تبار افغان.
People from Afghanistan or of Afghan descent.
«بسیاری از افغانها به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند.»
“Many Afghans have emigrated to other countries.”
«افغانهای حاضر در جامعه روز ملی خود را جشن گرفتند.»
“The afghans in the community celebrated their national day.”
اسم — پتوی بافتنی
نوعی پتو یا شال گرم، معمولاً بافته شده یا قلاببافی شده با طرحهای مختلف و اغلب با نخهای رنگارنگ.
A type of warm blanket or shawl, typically knitted or crocheted in a pattern, often with various colored yarns.
«مادربزرگم چندین پتوی بافتنی زیبا بافت.»
“My grandmother knitted several beautiful afghans.”
«او خودش را با یک پتوی بافتنی گرم روی کاناپه پوشاند.»
“She covered herself with a warm afghan on the couch.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'پتوها' اصطلاحی عمومی برای رواندازهاست. 'افغان' نوع خاصی از پتو است که معمولاً دستبافت و تزئینی است، در حالی که 'پتو' میتواند از هر جنس یا سبکی باشد.
Everyday. 'Blankets' is a general term for covers. An 'afghan' is a specific type of blanket, usually handmade and decorative, whereas 'blanket' can be any material or style.
روزمره. یک پتوی تزئینی است که اغلب به صورت بینظم روی مبلمان انداخته میشود. 'روتختی روی مبل' صحیح است. در حالی که افغان میتواند به عنوان یک روتختی عمل کند، 'throw' بر جنبه تزئینی و قرارگیری غیررسمی آن تأکید دارد.
Everyday. A decorative blanket often casually thrown over furniture. 'A throw on the sofa' works. While an afghan can function as a throw, 'throw' emphasizes its decorative and casual placement.