aftertaste

af·ter·taste/ˈɑːf.təˌteɪst/
afterfollowingtastesense of flavor
noun (اسم)common

اسم — طعمی که بعد از خوردن می‌ماند

طعمی که بعد از خوردن می‌ماندطعمه باقی‌مانده

طعمی که پس از خوردن یا نوشیدن هنوز در دهان باقی می‌ماند.

The lingering taste remaining in the mouth after eating or drinking.

«قهوه طعم تلخی در دهان گذاشت.»

The coffee left a bitter aftertaste.

«این پنیر طعمی شیرین بعد از خوردن دارد.»

This cheese has a sweet aftertaste.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000