در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ارائه دادن مدرک بیگناهی یا بهانه آوردن برای کارهای خود.
Presenting an alibi or making excuses for one's actions.
«او تمام بازجویی را صرف اثبات محل حضور خود کرد.»
“He spent the entire interrogation alibiing for his whereabouts.”
«او همیشه برای تکالیف دیرهنگامش بهانه میآورد.»
“She was always alibiing her late assignments.”
رایج. به طور کلی قابل تعویض است هنگامی که به ارائه توجیه برای اعمال اشاره دارد، اما 'alibiing' به طور خاص به تلاش برای اثبات عدم حضور فرد در صحنه جرم اشاره دارد، در حالی که 'excusing' می تواند برای هر خطا یا اشتباهی باشد. 'او تمام جلسه را به بهانه آوردن برای تاخیرش گذراند' درست است؛ 'او داشت عدم حضور خود در صحنه جرم را توجیه میکرد' دقیقتر است.
Common. Broadly interchangeable when referring to offering justifications for actions, but 'alibiing' specifically implies an attempt to prove one's absence from a crime scene, whereas 'excusing' can be for any fault or mistake. 'He spent the whole meeting excusing his delay' works; 'He was alibiing his absence from the crime scene' is more specific.
رایج. اغلب قابل تعویض هستند، زیرا هر دو شامل ارائه دلایل برای اعمال میشوند. با این حال، 'justifying' به دنبال نشان دادن چیزی به عنوان صحیح یا معقول است، در حالی که 'alibiing' بیشتر در مورد اثبات عدم دخالت است، به ویژه در یک رویداد منفی. 'او تصمیم خود را برای رفتن توجیه میکرد' درست است؛ 'او داشت عدم دخالت خود در سرقت را اثبات میکرد' دقیقتر است.
Common. Often interchangeable, as both involve providing reasons for actions. However, 'justifying' seeks to show something as right or reasonable, while 'alibiing' is more about proving non-involvement, especially in a negative event. 'She was justifying her decision to leave' works; 'He was alibiing his involvement in the theft' is more precise.
عمل ارائه مدرک بیگناهی یا بهانه آوردن.
The act of providing an alibi or making an excuse.
«بهانهتراشیهای مداوم او باعث شد به صداقتش شک کنیم.»
“His constant alibiing made us doubt his sincerity.”
«عذرآوری مظنون ناسازگار بود.»
“The suspect's alibiing was inconsistent.”