all one's life's worth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔl wʌnz laɪfs wɝθ/
phrase (عبارت)literary

عبارت — با تمام توان

با تمام توانتا آخرین حد توان

با تمام توان، کوشش یا شدت ممکن انجام دادن.

With all the strength, effort, or intensity one can give.

«او با تمام توانش فریاد زد.»

She shouted all her life's worth.

«او برای کمک با تمام توان دوید.»

He ran all his life's worth to help.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000