all one's life's worth
/ɔl wʌnz laɪfs wɝθ/
phrase (عبارت)literary
عبارت — با تمام توان
با تمام توانتا آخرین حد توان
با تمام توان، کوشش یا شدت ممکن انجام دادن.
With all the strength, effort, or intensity one can give.
«او با تمام توانش فریاد زد.»
“She shouted all her life's worth.”
«او برای کمک با تمام توان دوید.»
“He ran all his life's worth to help.”