amidship

a·mid·ship/əˈmɪdʃɪp/
amidin the middle ofshipa large boat
adverb (قید)technical

قید — در وسط کشتی

در وسط کشتیمیان کشتی

در وسط یا نزدیک وسط یک کشتی یا قایق.

At or near the middle of a ship or boat.

«بار در وسط کشتی برای تعادل ذخیره شده است.»

The cargo is stored amidship for balance.

«آنها در وسط کشتی در طول سفر ملاقات کردند.»

They met amidship during the voyage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
midshipوسط کشتی

اصطلاح دریایی برای بخش میانی کشتی؛ با amidship قابل جایگزینی است.

Nautical term meaning the middle part of the ship; interchangeable with amidship.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000