در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نداشتن وجوه بلوری توسعهیافته یا داشتن وجوهی که به خوبی شکل نگرفتهاند؛ برای توصیف بلورهایی استفاده میشود که رشدشان توسط مواد اطراف ممانعت شده است.
Having no developed crystal faces, or having faces that are poorly formed; used to describe crystals whose growth has been impeded by surrounding material.
«دانههای آنِهدرال در سنگ نشاندهنده تبلور سریع است.»
“The anhedral grains in the rock indicate rapid crystallization.”
«بیشتر بلورهای کوارتز به دلیل فضای محدود آنِهدرال بودند.»
“Most of the quartz crystals were anhedral due to limited space.”
رایج. در حالی که 'نامنظم' یک اصطلاح کلیتر است، میتواند شکل یک بلور آنِهدرال را توصیف کند. اما 'آنِهدرال' به طور خاص به عدم وجود وجوه بلوری توسعهیافته به دلیل شرایط رشد اشاره دارد، در حالی که 'نامنظم' فقط به معنای یکنواخت نبودن است.
Common. While 'irregular' is a more general term, it can describe the shape of an anhedral crystal. However, 'anhedral' specifically refers to the lack of developed crystal faces due to growth conditions, whereas 'irregular' just means not uniform.
(در مورد بال هواپیما) داشتن زاویه دیهدرال رو به پایین، یعنی از بدنه هواپیما به سمت نوک بالها به سمت پایین متمایل شده باشد.
(Of an aircraft wing) having a downward dihedral angle, i.e., angled downwards from the fuselage to the tips.
«بال آنِهدرال میتواند قابلیت مانور را در برخی هواپیماها بهبود بخشد.»
“An anhedral wing can improve maneuverability in some aircraft.”
«هواپیماهای جنگنده اغلب دارای طراحی بال آنِهدرال برای پایداری هستند.»
“Fighter jets often feature an anhedral wing design for stability.”