annexing

an·nex·ing/əˈnɛksɪŋ/
an-tonexconnect or join-ingpresent participle
verb (فعل)formalpast (گذشته): annexedpast participle (مفعولی): annexed-ing (حال): annexing3rd (سوم): annexes

فعل — ضمیمه کردن

ضمیمه کردنالحاق کردن

تصرف زمینی یا منطقه‌ای، معمولاً با زور یا به صورت قانونی.

Taking control of a territory or area, usually by force or legally.

«کشور سرزمین‌های همسایه را ضمیمه می‌کرد.»

The country was annexing neighboring lands.

«الحاق سرزمین جدید، مرزها را تغییر داد.»

Annexing new territory changed the borders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seizeتصرف کردن

رایج. بار منفی دارد، بیشتر به تصرف زورگویانه اشاره دارد.

Common. Condemning tone, focused on forceful taking rather than legal annexation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000