annoyingly

an·noy·ing·ly/əˈnɔɪɪŋli/
an-to, towardsannoyto irritate or bother-ingpresent participle-lyforms adverb
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): annoyingposition (جایگاه): end

قید — آزاردهنده طور

آزاردهنده طورمزاحمانه

به شکلی که باعث آزار و اذیت می‌شود.

In a way that causes irritation or annoyance.

«او آزاردهنده همان سوال را تکرار کرد.»

She annoyingly repeated the same question.

«زنگ هشدار به طرز آزاردهنده‌ای بلند شد.»

The alarm went off annoyingly loud.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritatinglyآزاردهنده

رایج. معنی مشابه، در بسیاری از موارد قابل جایگزینی.

Common. Similar meaning, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000