anticipates

an·tic·i·pates/ænˈtɪsɪpeɪts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): anticipatedpast participle (مفعولی): anticipated-ing (حال): anticipating3rd (سوم): anticipates

فعل — پیش‌بینی کردن

پیش‌بینی کردنانتظار داشتن

انتظار داشتن یا پیش‌بینی اتفاقی در آینده.

To expect or look forward to something.

«او انتظار نتایج خوب را دارد.»

She anticipates good results.

«آنها انتظار جمعیت زیاد دارند.»

They anticipate a big crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expectsانتظار داشتن

رایج. اغلب می‌تواند جایگزین anticipate در معنی انتظار داشتن باشد.

Common. Can generally replace anticipate when meaning expecting something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000